قهرمان ميرزا عين السلطنه

3279

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

موفق خيلى خوب است . جمعى حاجى آقا را تكذيب كردند . حاجى آقا مىگويد عدليه مملكت را جمعى به اسم دموكراسى خراب كردند و به قسمى كه فرياد مردم به آسمان رسيده و همه را آتش زده . در اين موقع ميرزا داود خان ، ميرزا احمد قزوينى ، وحيد الملك ( نوكر انگليسها مثل نواب ) و چند نفر ديگر اعتراضات شديد مىكنند . آقا ميرزا احمد قزوينى اظهار مىدارد كسى كه خودش را تبعهء عثمانى قلم مىدهد بايد اين نامربوطها را در مجلس بگويد ، حاجى آقا قهر كرده از مجلس بيرون مىرود . اغلبى از نمايندگان دموكرات ( به قول صاحب مقالهء « كنكاش » انقلابيون يا دلمهء جديد ) اجازهء نطق مىخواهند . در اين بين شاهزاده سليمان ميرزا به كرسى نطق مىرود . آقا شيخ اسد اللّه مىگويد در چه موضوع نطق مىخواهيد بكنيد ؟ سليمان ميرزا مىگويد در برائت ذمهء يك فرقهء محترمى و ساير وكلا از اطراف مجلس هياهو و همهمه مىكنند بطورى كه رئيس برخاسته و مجلس را برهم مىزند . اين آخرين روزنامهء من بود كه به تاريخ 24 محرم است . نتيجهء اين پرگرام و بحثهاى آن مىماند تا روزنامه‌هاى ديگر برسد . گمان مىكنم مسكوت عنه بگذارند ، اگرچه خيلى از وكلا همراهى با آن پرگرام دارند ، گذشته از آن اشخاصى كه عضو كميسيون و چهل روز زحمت كشيده‌اند . از قرار معلوم و الا حضرت نايب السلطنه هم كه آن‌وقت انزلى رسيده بودند حالا بايد طهران باشند . تا ببينيم ايشان چه مىكنند . اخبار خارجى اخبار خارجه چندان مهم نيست مگر از ملاقات پستدام امپراطورين . سياسيون حدسيات مىزنند و گويا بيشتر آن خيالى باشد مگر اين‌كه امپراطور روس خواهش نموده است راه‌آهنى از ايران بكشد كه وصل به راه‌آهن بغداد آلمانها بشود و بعضى مذاكرات هم در باب ايران شده كه مخبر رويتر مىنويسد : دولت آلمان كه وقتى محبوب ايرانيها بود ! . عثمانيها هم يك‌جا براى ما كنفرانس مىكنند و نطقهاى آتشين كرده پرتست مىنمايند ، يك جا متصل قشون خود را زياد كرده و تجاوزات كلى مىكنند و مقدار زيادى از خاك ايران را غصب نموده‌اند . دولت روس هم مدتى است قريب سه هزار سالدات و قزاق به ساخلوى ايران خود افزوده يكى دو « باطاليان » هم سرباز هشت عراده توپ به قدر صد گارى قورخانه هم به قزوين وارد كرد .